رسول خدا محمد مصطفی(ص):
«از دنیای شما فقط زن و بوی خوش، محبوب من قرار داده شده و نور چشم من نماز است؛
حُبّبَ الیَّ مِن دنیاکم ثلاثٌ: النساءُ و الطّیب و جُعلت قرّةُ عینی فی
الصلاةِ.»(1)
تفسیر حدیث شریف رسول خدا توسط عارفان اسلامی
شیخ اکبر جناب محی الدین بن عربی، سر محبوب بودن زن را که در بیان رسول خدا(ص)
آمده است در این می داند که چون ذات اقدس خداوند، منزه از آن است که بدون مجلی و
مظهر مشاهده شود، پس هر مظهری که بیش تر جامع اسما و اوصاف الهی باشد، بهتر خدا را
نشان می دهد.
و زن در مظهریت خدا کامل تر از مرد است، زیرا مرد فقط مظهر قبول و انفعال الهی
است، ولی زن مظهر فعل و تأثیر الهی نیز هست؛ چون در مرد تصرف می کند و آن را مجذوب
خویش قرار می دهد و محب خود می سازد!
و این تصرف و تأثیر نموداری از فاعلیت خداست!
از این جهت، زن کامل تر از مرد است و اگر مرد بخواهد خدا را در مظهریت خود مشاهده
کند، شهود او تام نیست، ولی اگر بخواهد خدا را در مظهریت زن بنگرد، شهود او به
کمال و تمام می رسد!
از این رو زن محبوب پیامبر اکرم(ص) قرار گرفته و فرموده است:
«از دنیای شما زن و بوی خوش محبوب من قرار داده شده و نور چشم من نماز است.»
1. محمدبن محمد الغزّالی، احیاء علوم الدین، قاهره، مطبعة العثمانیة المصریة،
1325/ 1933، ج 4، ص 255 به نقل از نسّائی از حدیث انس بن مالک / محمدباقر مجلسی،
بحارالانوار، ج 76، ص 141. روایت های 8 و 9، باب 19

روز زن بر همه بانوان محترم این مظاهر کامل اسما و صفات الهی مبارک باد!
رونمايي از كتاب ليلايي ها ....كتاب اشعار احسان مهديان
در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران
دوستان عزيز و شاعران ارجمند
برنامه رسمي رونمايي از كتاب مجموعه شعر " ليلايي ها در نيايش باران "
صبح جمعه 15 / 11 / 91 ساعت 10 صبح راهرو 21 غرفه 19 انتشارات شلفين
در محل نمايشگاه بين المللي كتاب تهران ( مصلا)
با حضور شاعران و نويسندگان سراسر كشور و شاعر مجموعه آقاي احسان مهديان
به همراه مجموعه غزل هاي " هشت هاي هاي كف دست" - حسن حسن پور
مجموعه شعرهاي كوتاه پيامكي" 365 صبح سلام " به كوشش احسان خليلي
ضمنا دوستاني كه در سال گذشته نتوانستند مجموعه شعرهاي خانم ليلا مشفق " باران سپيد " را تهيه كنند با توجه به موجود بودن تعداد محدودي از اين كتاب مي توانند با حضور در اين غرفه آن را تهيه كنند
در باره كتاب ليلايي ها .... خانم فريده يوسفي ناشر محترم در بخش هايي از مقدمه كتاب آورده است :
شعر اجتماعی در این مجموعه افق تازه ای از خلاقیت نوشتاری را همراه سازوکارهای زبانی و اندیشگی روایت کرد که برای شعر امروز و شاعران جوان سازوکارهای مناسبی باشد که نه گرفتار کهنگی و زنگار باشند و نه در دام زرق و برق های بی روح مدرنیسم دست و پا بزنند .
بومی کردن روایت های مدرن باعث شد که روح تازه ای در کلمات جاریست ؛ نزدیکی به زبان محاوره ظرفیتی تازه و به مراتب وسیع تر به شعر بخشیده است به گونه ای که تازگی و نگاه خلاقانه ی شاعر در روند اشعار این کتاب برای هر محقق و پزوهشگری نیز قابل دریافت است اگرچه به دلیل پیش نهادهای ارتعاش در این فرایند اصولا شعری نخبه گرا شده است اما هر طبقه ای از مخاطبین نیز برای خود سهمی قابل احترام دارند .
اميدواريم بتوانيم در روز پنج شنبه 14 / 2 / 91 تعداد محدودي از اين مجموعه را در فروشگاه بزرگ شهر كتاب ساري در معرض ديد علاقه مندان اين شاعر قرار دهيم
يكي از شعرهاي اين مجموعه تقديم به شما :
« مرگ از پنجره می افتد »
وقتی هیچ پنجره ای سمت شمال باز نشد
هیچ پرنده ای از مقابل تو رد نشد
و ماه را نمی توانی از این فاصله ببینی
خورشید سمت این پنجره نمی تابد
حتی نمی توانی رنگ نارنج های روی درخت را بفهمی
مرگ از لای در
مثل هیجانی شامگاهی یک ناگهان نگاهی دارد
که باید بنویسم ای مرگ!
ای که نا غافل از پشت می آیی!
این پنجره باز است تا از من رد شده بگذری
افتادن از این پنجره های بی خورشید
فقط سهم توست
من با این قلم جانم را فراموش می کنم
و تو از لای درختان شب به گورستان نزدیک می شوی
و من کنار این شعر به تو می خندم
ای مرگ!
ای جاني که از پشت می آیی!
صبح جمعه 15 / 11 / 91 ساعت 10 صبح راهرو 21 غرفه 19
انتشارات شلفين در محل نمايشگاه بين المللي كتاب تهران ( مصلا )





فرانسیس فوکویاما
شیعه پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست
فوکویاما فيلسوف معروف آمريکايي در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» میگوید: شیعه، پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست.
پرندهای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ. او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادتطلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی میکند.

فوکویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد که اهمیّتش بسیار است. او میگوید: این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان میشود. شیعه، عنصری است که هر چه او را از بین میبرند، بیشتر میشود.
وی جنگ عراق و ایران را مثال میزند و میگوید: اینها فاو را تسخیر کردند، میرفتند کربلا را هم بگیرند و این، یعنی فتح قدس، اگر کربلا را می گرفتند، اینجا را هم قطعاً میگرفتند.
وی برای دفع این خطر پیشنهاد کرد با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقّف کنید. فوکویاما، مهندسی معکوسی را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان طراحی میکند و مینویسد: مهندسی معکوس برای شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمیتوانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویّت تجاوز کنید...
برای پیروزی بر یک ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی اینها را به رفاهطلبی تبدیل کنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشههای امام زمانی از جامعة شیعه رخت میبندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و کربلا و ولی فقیه بتراشید.
فوکویاما برای این کار، مکتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه کرد. مکتبی که قدمتش به 1987 میلادی بر میگردد. طرفداران این مکتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد.
فوکویاما به آنها توصیه میکند در فیلمهایشان هر چه را شیعیان درباره امام زمان میگویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند.
بر اساس دستور فوکویاما، فیلمهایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگیری مؤلّفههای احساسی برنامههای شهید آوینی، با همان تیپها و همان دیالوگها که شهید آوینی میگفت.
فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی کربلا و بر اساس الگوی عملیّات کربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةکربلا، فیلم جنگیر که در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.
بعد التحرير
شايد اين اسـتدلال هاي قوي را از نـظريه پردازان شيعه هم کم شنيده باشيم که فوکوياما به عنوان يکي از معماران نظريه هاي دنياي نو به زبان مي آورد. در تمامی این فیلمها، بر اساس نظریه فوکویاما، امام حسین(ع) و کربلا، یک طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریکایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمانهای شیعی. هنر پیشهها تا پایان فیلم ناشناختهاند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقشهای قدسی بازی میکنند.
فوکوياما کيست؟
يوشيهيرو فرانسيس فوكوياما نظریهپرداز ژاپنی الاصل ولی آمریکایی متولد 27 اكتبر 1952 در شيکاگو ، فيلسوف آمريكايي، متخصص اقتصاد سياسي، رئيس گروه توسعه اقتصادي بينالمللي دانشگاه جانز هاپكينز و نويسنده كتاب «پايان تاريخ و آخرين انسان» است كه به خاطر نظريه پردازي «پايان تاريخ» مشهور است.
كتاب پايان تاريخ كه مشهورترين نظرات وي را منعكس ميكند تا كنون به 36 زبان با تيراژ 27 ميليون نسخه انتشار يافته است.
فوكوياما يكي از تئوريسينهاي جريان نومحافظهكار آمريكاست و طرفدار جنگهای خاورمیانهای جرج بوش است. وي جزو استراتژيست هاي ارشد بنگاه RAND است كه اين سازمان يك اتاق فكر در حوزه سياست خارجي محسوب مي شود و مربوط به نيروي هوايي آمريكاست.
وي پس از نگارش مقاله پايان تاريخ و واپسين انسان درسال 1368/1989 که درسال 1370/1991 با تفصيل بيشتر و به همين نام، به صورت کتاب در آمد، بهشهرت جهاني رسيد.
در اين دو نوشته، فوکوياما به دفاع تاريخي از ارزشهاي سياسي غربي برخاست و استدلال کرد که رويدادهاي اواخر قرن بيستم نشان ميدهد که اجماعي جهاني به نفع دموکراسي ليبرال به وجود آمده است. اين اجماع، مساوي است با پايان تاريخ به معناي اين که در شکل گرفتن اصول و نهادهاي بنيادي دموکراسي، پيشرفت بيشتري به وجود نخواهد آمد. البته، باز هم رويدادهايي خواهد بود، ولي تاريخ، به معناي داستان جهاني رشد و شکوفايي آدمي، خاتمه يافته است.
نظريه هاي فوکوياما درباره پايان تاريخ و نيز نظريه هاي جنگ تمدن ها و نظريه جنگ مذاهب از هانتينگتون از پايه هاي فکري تحولات بين المللي در چند سال گذشته بوده است و اتفاقاتي که در سال هاي گذشته پيش آمده و شکست نماينده فکري غرب (آمريکا) و شکست اسرائيل و پيروزي هاي چشمگير کشورها و گروه هاي اسلامي شيعي نظريه هاي اين متفکر غربي را زير سوال برده است.
فوکوياما نظريه هاي معروف و نيز اعترافات معروفي دارد که در سال هاي اخير بسيار مورد توجه قرار گرفته است که شما در اين جا بخشي از اعترافات او را از گفته ها و نوشته هايش ميخوانيد.
اگر آمريکا بخواهد به ايران حمله کند !
فوکوياما مي گويد: هزينه نظامي آمريکا در حال حاضر برابر است با هزينه نظامي کل جهان، در نتيجه اين سوال وجود دارد که چرا چنين قدرتي نتوانسته بعد از چهار سال و هزينه کردن حدود پانصد ميليارد دلار و کشته شدن شمار زيادي از نيروهاي نظامي خود، صلح را به کشوري کوچک مانند عراق بازگرداند و حتي آن را کمي به سوي دموکراسي پيش ببرد؟
برخلاف القاعده، ايران نه يک شبکه بلکه يک کشور است که (برخلاف عراق) تاريخي کهن و معتبر دارد و به خاطر افزايش قيمت نفت مملو از امکانات گوناگون است؛ حکومت اسلامي حاکم بر اين کشور - به ويژه پس از روي کار آمدن محمود احمدي نژاد - خط مشي تهاجمي در پيش گرفته است
در واقع آمريکا در وضعيتي نيست که به کشوري ديگر حملة نظامي و آن را اشغال کند، به خصوص کشوري که سه برابر عراق مساحت دارد. چنين حملهاي بايد از طريق هوا صورت بگيرد که به تغيير حکومت و نهايتا متوقف کردن برنامه تسليحات اتمي اين کشور نخواهد انجاميد.
در همين حال، اطميناني نيست که اطلاعات آمريکا در مورد تاسيسات هستهاي ايران، بهتر از اطلاعات اين کشور در زمان حمله به عراق باشد. حمله هوايي همچنين به احتمال زياد باعث افزايش حمايت از حکومت ايران خواهد شد، نه سقوط آن و همچنين باعث تحريک حملات عليه اهداف آمريکايي و متحدانش در سراسر جهان خواهد شد. دولت آمريکا در حمله نظامي به ايران منزويتر از زماني خواهد شد که قصد داشت به عراق حمله کند و اسرائيل تنها کشوري خواهد بود که به يقين با آمريکا در اين تصميم متحد خواهد شد.
جنگ عراق
فوکوياما که از هواداران تحت فشار دادن و تغيير رژيم در عراق بود، از اولين کساني بشمار مي رود که در مورد اين مساله دچار ترديد شد و سرانجام با آن به مخالفت پرداخت.
مجله «نيو ستيتزمن» در اين مورد و در معرفي کتاب «پس از نومحافظه کاران» فوکوياما مينويسد: فوکوياما پيش و پس از ١١سپتامبر، خواستار فشار بر عراق بود ولي هر چه به حمله نهايي نزديکتر شديم، بيشتر در مورد موضع خود دچار ترديد شد. اين مجله مي افزايد بايد در نظر گرفت که نومحافظه کاران، تنها هواداران جنگ عراق نبودند، بلکه روشنفکرهاي چپ امريکايي، بسياري از دمکراتها و جمهوريخواهاني که جز نومحافظه کاران نبودند، طبل جنگ را بصدا در آوردند.
پيروزي سريع آمريکاييها در پسگيري کويت، عمليات کوزوو و شکست دادن طالبان باعث شدند که نومحافظه کاران تغيير رژيم در عراق را نيز ساده بپندارند. فو کوياما مي گويد در مورد مساله سلاحهاي کشتار جمعي در عراق به شدت غلو شده بود. آمريکا در حمله به عراق، حتي به نظر هم پيمانانش اهميت نداد و استثنا بودن خود را مطرح کرد.
آخرين درس از اقدام نظامي عليه عراق اين بوده که دولت کنوني آمريکا، در ادارة روز به روز سياستهاي خود در مورد عراق ناتواني زيادي نشان داده است. يکي از اين ناتوانيها، ضعف دولت بوش در دنبال کردن اهداف بلند پروازانهاش بوده است.در حاليکه آمريکا حدود سه سال پيش (ژوئن 2004) با موفقيت توانست اختيار حاکميت عراق را به دست بگيرد و همچنين شش ماه بعد از آن انتخابات سراسري در اين کشور برگزار شد، در آموزش ارتش عراق، انتصاب سفرا و از همه مهمتر در بازخواست مقاماتي که در عراق بد عمل کردهاند، شکست خورده است
فوکوياما مي گويد: پروژه چنداني براي باز سازي عراق وجود نداشت و حل مسايل پس از حمله بسيار ساده عنوان شده بود. چرا که رامسفلد وزير دفاع امريکا، جنگي سريع با جنگ افزار سبک و متحرک، و با تعداد محدودي نظامي را طرح ريزي کرده بود. در پي اثبات کارايي چنين عملياتي بود که باعث گرفتاري آمريکاييها شد. اين جنگ باعث محدوديت عمل نيروهاي آمريکايي در جاهاي ديگر دنيا شده است و ناکامي در آن مي تواند باعث چرخش سياست خارجي آمريکا به سوي واقع گرايي وحتي منزوي شدن اين کشور شود. به عبارت ديگر سناريوي پس از ويتنام دوباره تکرار مي شود. فوکوياما اميدوار است چنين وضعي پيش نيايد چون قوي ترين و ثروتمندترين کشور دنيا مي تواند نقش مهمي در جهان ايفا کند.
پايان تاريخ
او در سال ١992 با نوشتن کتاب پايان تاريخ و انسان آخر به شهرت جهاني رسيد. فوکوياما در اين کتاب که اند کي پس از فروپاشي شوروي نوشته شده، ليبرال دمکراسي را مقصد نهايي تمام جوامع دانسته است.
در نظريه پايان تاريخ، فوکوياما معتقد است که همه مردم در پي دستاوردهاي مدرن شدن از قبيل رفاه بيشتر و بهداشت بهتر و غيره هستند. آنها پس از بالا رفتن سطح زندگي، به تدريج خواستار مشارکت در سياست شده و در دراز مدت جامعه به سوي ليبرال دمکراسي سوق داده خواهد شد
فوکوياما شکست ايدئولوژي کمونيسم روسي را دليلي بر پيروزي ارزشهاي ليبرال دموکراسي غرب و به فرجام رسيدن منازعات ايدئولوژيکي تصور کرد.رؤياي خوش فوکوياما چندان نپاييد و با تغيير و تحولات سياسي، اقتصادي و نظامي پس از بيرنگ شدن حضور روسها و پايان يافتن به اصطلاح جنگ سرد، جهان وارد دوران تازهاي گرديد و غولهاي ديگري وارد مناسبات بينالمللي شدند و خيلي زود دانسته آمد که سخن گفتن از نظام تک قطبي جهان، هذياني بيش نيست و با شرايط تازه جهاني، نه تنها آمريکا قدرت اول پايان قرن نيست، بلکه با توجه به سه عامل ذيل:
الف. قدرت گرفتن مجدد تمدن و حوزههاي سياسي، نظامي - و حتي اقتصادي - جهان اسلام و به تعبير غربيها رشد حيرتانگيز «بنيادگرايي اسلامي»؛
ب. سربر آوردن قدرتهاي تازهاي به نام چين و هند از يک سو و ژاپن از سوي ديگر؛
ج. تشکيل اتحاديه اروپا
منافع آمريکا به اندازه شرايط حاکم بر دنياي به اصطلاح دو قطبي هم تأمين نميشود.
فوکوياما به تازگي کتاب ديگري به نام پس از نومحافظه کاران منتشر کرده و موضوع اصلي آن را سياست خارجي امريکا پس از ١١ سپتامبر دانسته است. او در کتاب 2۰۰ صفحه اي خود، ريشه هاي تاريخي و تحول انديشه نومحافظه کاران را بررسي مي نمايد و توضيح مي دهد که چرا خود را ديگر يک نومحافظه کار نميداند و چرا از نظريه هاي قبلي خود برگشته است.
اگر نظريه فوکوياما با ديده دقت نگريسته شود مي بينيم که او در واقع پايان تاريخ را گم کرده است، چون اگر بشريت بداند که جامعه آرماني او آن چيزي است که الان وجود دارد، جا دارد به يک خودکشي دسته جمعي دست زند
و نيز بعد از تحولات اخير واضح شد که ليبرال دموکراسي غرب توان ترسيم آينده انسان ها را با نظريه هاي خود ندارد و ادعاهاي سياستمداران غربي براي آزادي و رفاه مردم جهان توهمي بيش نيست ، به قول دوست ارجمندي که مثال مي زد و ميگفت: چگونه است فرانسه که مهد آزادي و تمدن غربي است نتوانسته نيم متر پارچه را بر سر چند دختر محجبه تحمل کند.
البته بد نيست بدانيد نظريه پايان تاريخ فوکوياما نگاهي خوشبينانه و ساده لوحانه در برابر نظريه برخورد تمدن هاي هانتينگتون است که آينده دنيا را تاريک تصور ميکند و جايي براي اميد انسان ها هم نميگذارد.
گر چه فوکوياما سخن از جنگ نميکند ولي نميتوان براي رسيدن جهان به ليبرال دموکراسي از آن فرار کند؛ زيرا براي غلبه اين شيوه و روش زيست بر جهان بايد انديشه و يا انديشههاي رقيب از سر راه کنار روند و يا کنار گذاشته شوند براي همين است که خيلي ها نظريه جنگ تمدن هاي هانتينگتون را پيش نياز عملي شدن نظريه فوکوياما ميدانند که بعد از جنگ تمدن ها و از بين رفتن فرهنگ هاي مختلف بخصوص فرهنگ اسلامي ، ليبرال دموکراسي بر جهان حاکم خواهد شد.
فوكوياما با مشاهدة دستاوردهاي مهندسي ژنتيك نظرية پايان تاريخ خود را پس گرفت
فرانسيس فوكوياما از چهرههاي برجسته مدافع ليبرالدموكراسي در جهان ميباشد. صرفنظر از عقايد وي، مساله جالب توجه ايناست كه پيشرفت بيوتكنولوژي آنچنان بر تفكرات اين دانشمند تاثيرگذاشته كه نظرية معروف " پايان تاريخ" خود را پس گرفته است. متن زير به بررسي اين موضوع ميپردازد. لازم به ذكر است فوكوياما در سال ۱۹۸۹ اعلام كرد كه تمام جايگزينهايي كه تاكنون براي ليبرالدموكراسي ارائه شدهاند به شكست انجاميدهاند، لذا تاريخ به انتهاي خود رسيده است . حدود ده سال بعد او نظر خود را تصحيح كرده و اعلام كرد:
ما به پايان تاريخ نرسيده بوديم زيرا ما هنوز به انتهاي پيشرفت علم نرسيدهايم".فوكويوما اين جملة جديد خود را مستند به پيشرفتهاي عظيمي كرده است كه در زيستشناسي درحال بهوقوع پيوستن است. درواقع مهندسي ژنتيك براي فوكوياما يك سوال پيش آورده و آن اينكهدستيافتن به دانش اصلاح ژنتيكي بشر در آينده، چه تأثيري روي ليبرالدموكراسيخواهد گذاشت.
فوکوياما و اخلاق در آمريکا
فوکوياما از جمله کساني است که به فروپاشي اخلاق در غرب اعتراف کرده و در مقاله با عنوان «اخلاق و فرهنگ در آمريکا» ميگويد: ويليام جي. بنت در سال 1994 کتابي را به عنوان نمايه شاخصهاي برجسته فرهنگي منتشر کرد و آمارهاي مختلفي در باره گرايشهاي اجتماعي ارائه داد. بنت نشان داد که بين اواسط دهه 1960 و اوايل دهه 1990، سلامت اجتماعي آمريکا به صورت هولناکي وخيم بوده است. در دهه 1990،از هر سه نوزاد آمريکايي يکي نامشروع متولد ميشود. تقريبا يک سوم مردان آمريکايي آفريقايي تبار که بين 20 تا 29 سالهاند به نحوي گرفتار نظام عدالت جزايي ميشوند و همچنين دانشآموزان آمريکايي شرکت کننده در المپيادهاي جهاني در مقايسه با کشورهاي صنعتي ديگر، نازلترين رتبهها را اخذ ميکنند. طبق استدلال بنت، هرچند آمريکاييان از لحاظ مادي ثروتمندتر از هر زمان ديگر هستند، در وضعيت وحشتناک فقر اخلاقي به سر ميبرند.
از نگاه برخي آمريکاييان، آمريکا تنها کشوري نيست که مشمول اين تحولات اجتماعي شده است; بلکه همه کشورهاي صنعتي غيرسياسي، شاهد اختلالات اجتماعي بسيار عظيمي در دهه 1990 بودهاند. من اين پديده را فروپاشي عميق ارزشهاي اجتماعي غرب ناميدهام.
اکنون کساني چون فوکوياما، هانتينگتون، مک لوهان و... هستند که سرنوشت غرب و ميلياردها انسان را با تصورات خام خود در دنياي ليبرال دموکراسي غرب به حراج گذاشته اند و سعي دارند موعود عصر جديد باشند اما نتيجه اين تفکرات و نظريه ها تا الان استثمار ملت ها و نابودي فرهنگ ها و اشغال کشورها و کشته شدن صدها هزار انسان بيگناه و... بوده است.
ننه علی مادر شهید «قربانعلی رخشانی» صبح ديروز به دیدار فرزند شهیدش شتافت و پس از بدرقه در میان هممحلیها، خانواده و جمعی از امت حزبالله به گلزار شهدا انتقال یافت. بنا به درخواست ننه علی که بیش از ۱۷ سال در کنار مزار فرزند شهیدش در کلبهای حلبی زندگی میکرد، این مادر در مکان همان کلبه به خاک سپرده شد تا برای همیشه در کنار فرزندش آرام بگیرد. اما عمل به این وصیت با تخریب بنای تاریخی و یادبود سالها صبر و مقاومت این مادر مهربان همراه شد. یعنی آلونک ننه علی که بخشی از تاریخ مقاومت کشورمان بود، به راحتی تخریب شد.
من می روم تیغی نماند در گلویت
دنیا نظر دارد به جان آرزویت
آتش گلستان می شود از هرم تقدیر
این بره میمیرد بماند آبرویت

احسان مهدیان
من از ساري آمدم به حرم
تا كه از شما دوا بخرم
روح خود را به صحن آوردم
جسم خود را كجا ببرم؟

احسان مهدیان
-----------------------------------------------------

) 31 شهریور 62 ساری يادش بخير و ياد شهدايي كه در ملا مجدالدين مدفون هستند )
ببین سر در گریبون داره ساری
بپرس از شاعر شهر شمالی
چرا چشمان گریون داره ساری
همه گفتن لبِ دریا قشنگه
چرااعصاب داغون داره ساری
بگو این هفته اَبرا رو بیارن
هوای باد و بارون داره ساری
یه جای خلوت و دنج و کلافه
به اسم سبزه میدون داره ساری
تجن تلخه ؛ تجن خونه ؛ تجن درد!
نه! حالی مثل کارون داره ساری
یه روز ِآخرِ شهریوری رو
گمونم داغ ریحون داره ساری
برای لحظه ي تنهایی و غم
دلا ! اشک فراوون داره ساری
بزار تابوتمو این گوشه ؛ خواهر!
همین امشب زمستون داره ساری
به روي شانه ي صد تا جوانمرد
يقين صد تا خيابون داره ساري
سلام آقا سلام اي ملا مجدين
هزاران خفته در خون داره ساري
ميخوام اين دفعه مفقودالاثر شم
هنوزم حال مجنون داره ساري
(یک دور تا تولد باران !)
گرمای تابستان را دوست ندارم
لطفا کمی حوصله کن
بادها که بیایند
شرق و غرب به هم می رسند
پای پیاده ام
روی آسفالت شلاق می زند
من دنبال لنگه کفشی که لنگه ندارد
بین این همه ندیدنی ها
سراغ چشمی که مرا دید
عینک از آن برداری / بر نداري
مارش رادیو یعنی عملیات!
یعنی احتمالا مرا بر دوش مردم
يا روی تخت بیمارستان ببینی
با مادرم که آشنا شوی می دانی
آب مروارید
علامت كوچه ایست که
فقط یک پای مرا لمس می کند
***
آتش بس!!
چرا نگویم به قطع نامه احترام بگذار
تو تا دلم پیشروی کردی
من تا خیالم راه افتادم
اگر به جای خود بر گردیم
بازهم مثل بچگی ها یم /بچه می شوی
***
تیر هوای گرمی دارد
من از مادر زخمی به زمین آمدم
پیش از من خیلی ها عاشق شدند
اما اين تیر آدم را هوایی می کند
کمی حوصله کن دشمن عقب بکشد!
ما هردو شاعریم
تو سپیده ی اسفند ی و من برشته از تیر
حالا در سطر آخر بنویس
وقتی به تو می رسم که آب می شوی
خطر یعنی بهار!
دوست ندارم از این زمستان بگذرم
(ستاره جنگ)
من در آسمان ستاره ای دیدم که
مثل ماه نبود
مثل اینکه هرگز در هیچ آسمانی
ستاره نداشتیم
انگار ستاره در تمام عمرش
آسمان را ندیده بود
حالا روی مین گوجه ای بودم
وقتی یک پای من لغزید
ستاره رنگ از روی خود می زد
روبروی معبر
مثل چشم های دوتا گربه سو می داد
توی چشم سنگرکمین می زد
من همچنان "سرنیزه بر خاک " و
دل به خدا
چشم در چشم ستاره هایی که امشب
زمین را قرق کردند
تا ستاره ی جنگ از آن گوشه ی آسمان
به چشمک زدنی
ورق را بر گرداند
برگشتم!
مین های ضد نفر وسوسه می شدند
عرق از پیشانی ام به سقف بشکه ها
متصل به سیم خاردارها ....
که حالا پسرم بزرگ شد
آنقدر مدال به گردن گلایل ها بسته
آنقدر کربلای چهار می آید
آنقدر کربلای چهار
که مو در بدن "مین " بالا تر آمد
معبر بلد است چطور به راه بیاید
این چاشنی از اول می دانست نرم خواهد شد
از اول میدانست باید از جایی که آمد برگردد
کمی دیر شده است
دیگر پای محمد جمالی را برده
بخیه های شکم احمد شاطری رابازکرد
زخم شانه ی مسعود تیر می کشد
از بس که مهمات برای خط آورده
چرکی شد
ستاره دارد در هوای ساری چشمک می زند
این شب ها در مسجد جامع
هر یک نفر ؛ دو تن نشسته
از هر چند ایستاده یک نفر سواره
نماز می خواند
بله پسرم!
از تعداد کفش ها نمی توان
به آدم های داخل مسجد پی برد
ستاره لبخند می زند
معبرها باز شدند
دوباره این شهر بوی شهادت گرفته است

ملاقات
این روزها که در ملاقات من و تو
فرقی بین اشک و لبخند و گریه نیست
تفاوتی با یک تحت خالی در آسایشگاه نداری!
به خودم گفتم پیر مرد !
حالا که از مرز پنجاه گذشتی به یاد بیاور
ارتفاعات 3 هزارو چند را
5 هزار به بالاتر
بلندی های دولبشک و اولاغلو را
چطور دشت ارمدان را پشت سر می گذاشت
بدون پارو اروند را رد می کرد
بدون جلیقه ضد گلوله در قرارگاه دشمن پرسه می زد
این مرد که امروز در استخوان هایش
لای ملحفه ای سپید گم شده
شماره ایست که اگر با دیگری عوض می شد
حالا نمی دانم چطور باید
در مرز پنجاه سالگی انگیزه ای برای درد هایم
برای بغض نشکسته ام
پیدا می کردم
گمان نمی کنم بتوانم برگردم
اگر از من این پا و دست ها
این پروتز ها را از من جدا کنند
اگر این سِرُم را از من بردارند
و یا ....
مگر من چقدر جا اشغال می کنم؟
سالهاست حاصل جمع دیدارهایمان
حسرت یک قطره اشک را دارد
اما کیسه اشک هایمان هم ...
پس بهتر است تکان نخوری
به ملافه تازه ای هم احتیاج نیست
شنیدی ؟
زحمت مرده شورها را هم کم می کنیم
(روايت جنگ نرم )
اين روزها مچاله در كنج اتاق
از گرما زير بغلم تاول هايي دارم كه ... بگو !
همينطور بين ما بگو مگو هست
جنگ و دعوا يعني همين حرف ها
مثلا يكي در آن طرف خاور ميانه داد مي زند
الياف ماهيچه و رگ و مويم را
بدهيد به بيمارستاني كه اسرائيل بمب باران كرد
يك نفرهم قلوه هايي دارد اين هوا !
از اول گفتيم عمو جان !
ببخشيد! عمو سام ؛ به افغانستان نرو
مگر همين محله منهتن چه شه ؟
نزديك چراغ موشي چند گربه ايراني
با چشمهايشان انگار به شكار " بوش " رفته باشند
دور لبشان را مي ليسند
اصلا يادش بخير آن روزها كه هندوانه دراز خط دار
رو از هرچه قند بردند
من عاشق بي بي كلاش شدم و زدم به جنوب
الان كه جاي ناخن ها / روي پوستم راه مي روند
هنوز هم مي گويم بي بي !
سرم را مي دهم براي عاشورا ؛ مبادا پس بگيريد!
اگر چيز ديگري مانده مال تو !
بي بي شام و ناهارش را گريه پر مي كند
بعد خنده هايش را مي ريزد اينجا كه مثلا ؛ هي !
حالا كه تهران نور بالا مي زند
بي بي ! دوباره بايد با من بيايي !
من از اين چيزهاي جديد سر در نمي آورم
هنوز نفت در رگ اقيانوس ها راه مي رود
من به تفنگ خودم عادت كرده ام
در مسجد هم كامپيوتر گذاشتند
حتي همين حاج اسماعيل خودمان
كامپيوتر را فول فول است مي گويد :
آدم بايد عاشورايي باشد / بايد به تشنگي عادت كند
حالا كه دور زمين فوتبال را هم / آب معدني گرفته
حتي براي داور و كرنر زن هم پرتاب مي كنند
تشنگي نعمت بزرگي است
حاج اسماعيل باقي مانده كربلاي 4 است
خوب مي داند
جنس طرف مقابل ما خرده شيشه دارد
الياف ما اما از جنس شيعه است
همينطور داشتم با تاول هايم حرف مي زدم
يكي از تاول ها دهان باز كرد
ياد اول اين شعر افتادم / كلي با خودم خنديدم
بين ما همينطور بگو مگو ادامه دارد
گربه اي را ديدم از بالاي ديوار روبرو راه مي رود!
نمي دانم بالاتر چه گفتم
ولي با بچه هاي شلمچه و درياچه ماهي
توي مسجد نقشه هايي كشيده ايم كه بيا و ببين !
احمد صدايش را بلند كرد
بابا ! جنگ جنگ است / نرم و سفتش فرقي ندارد
هر دو آتش تهيه دارند
هردو اصل غافل گيري را خوب مي شناسند
هردو حمله مي كنند
چند ترور هم چاشني كار است
مهم اين است كه به تشنگي عادت كنيم
حواسمان شش دانگ جمع باشد عافلگيرمان نكنن
عباس بلند شد به همه شربت داد
هنوز ليوان ها را به دهان نبرديم كه
تلويزيون گفت يكي از نخبه هاي ايراني ترور شد!
همه به سمت تلويزيون برگشتند
اخبار داشت وضع خراب اقتصاد آمريكا را اعلام مي كرد
در بخش ورزشي هم داخل زمين يكديگر را مي زدند
هنوز خلاصه اخبار تمام نشد كه
هيچكس ليوان شربتش را نخورد
صداي اذان كه بلند شد قيام كرديم
سيد صداي خوشي دارد / يك دست است
چند سوراخ به جا مانده از تير روي تنش مانده
يك تاول ديگر در كنج گرم اتاق دهانش باز شد
حالا اگر پا بدهد كامپوتر هم ياد مي گيرم
از لاي سيم ها راحت تر مي شود به خط زد
من خجالت نمي كشن بگويم موجي ام
اين كه چند شايعه و كلوپ و موج است
به امواج هم عادت دارم !
من تاول هايم را خودم مي تركانم
بي بي را هم كول مي كنم
حق بزرگي به گردنم دارد
شايد برق را قطع كننده " بي بي كلاش " !
بايد به تشنگي عادت كرد
قربان لب تشنه ات ابا عبدالله !
براي نماينده حقوق بشر 2 مرداد 90 هم زمان با انفجار نروژ و ترور در تهران

شنیده ام بدون عینک هم کاملا دید داريد)
عالی جناب !
امشب به یاد تو افتادم و قصد شعر شدن هم نیست
فقط عینک ها جای قاتل و مقتول را اشتباه می گیرند
بهتر است بگويم
ضربدر ستاره یعنی من ستارهایی دارم که نمی شود بشمارند
باران هایی که از سرو کول ابرها بالا می کشند
دلی که بدون کوسه هم دریایی درنده دارد
پس چرا همه ی جیر جیرک های درخت روبرو می خوانند
تابستان می میرد اما / اما تو ساکتی !
تو! همان متهم ردیف نروژ / ردیف دوقلو !
با توام دیوار خشت و آجر و سیمان
که مانع بزرگ میان من و مردی که سوار الاغ شده ای!
مردی که درد ندارد / ندارد ..... اما الاغ تا دلت بخواهد دارد! / دارد
آنکه به الاغ احترام می گذارد / بلافاصله قاطری می شود
که فرزند نا مشروع حیوان زبان بسته است / زبان بسته!
حرف بزن دیوار!
من از این لکه روی سفیدی ات نمی ترسم
اثر مگس مزاحمی است که سالها زیر روزنامه جا مانده
در کنار تاکسی تهران
ژست ستاره ای را داريد که بینی اش را برید
نه از اون ستاره ها که از این جناب سروان !
همان که در نروژ بمب می ترکاند
پس با اجازه اینجای شعر را بوسیدم
که هم زمان پایتخت من و پایتخت تو را خون گرفته است
گلوله ای که جایش روی دستم نشسته / خردلی که بر تنم افتاده
حتی دلت از دختری که برای او خود را آماده کرده است / نگفت ؟
من گفتم : می خواهم به نماینده حقوف بشر دست بدهم
سلام آقای حقوق بشر !
به من که دست می دهی لطفا بدون عینک باشد
متشکرم !
فيلم ترور نخبه ايراني را در اينجا ملاحظه فرماييد :
" شب درو " بين شعر و زندگي !
نگاهي به مجموعه شعر " شب درو " اثر شاعر مازندراني مهدي مرتضوي
مقدمه :
از مهدي مرتضوي تاكنون چندين مجموعه شعر منتشر شد كه توفيق داشتم آنها را مطالعه كنم.
در استان مارندران به شهادت آثارش مي توان گفت پر كارترين شاعر در حوره چاپ كتاب مي تواند معرفي گردد .
از ميان كتاب هايي كه اين روزها در حوزه شعر متعهد به چاپ رسيد نوبت يه خوانش كتاب ( شب درو ) حاصل زحمات دوست شاعرم مهدي مرتضوي درازكلا ( بابلكناري ) رسيد .
57 شعر ( 164 ص ) مشتمل بر غزل و مثنوي و رباعيات و دو بيتي ها و تك بيتي ها و همچنين تعدادي نثر گونه اي كه به شعر سپيد ملغب گرديد در آن گنجانده شده است .
شهامت و پشتكار اين شاعر در چاپ كتاب آنهم با تيراژ بالاي 3000 جلد اساسا كم نظير است
ناشر بودن " مولف " و حتي به عهده گرفتن پخش آن نيروي ويژه اي مي خواهد كه در اين شاعر فوران مي كند .
حال و هواي شعرها
عاطفه مندي و نظم همراه با پندارهاي مذهبي از جمله خصوصيات اين اشعار است بطوري كه هم رعايت آرايه هاي ادبي را نموده است و هم سعي دارد با حفظ شاعرانگي به موضوعات مذهبي و به عاشقانه ها و به موضوعات اجتماعي بپردازد مثلا :
خونت به رنگ خويش جهان را فرا گرفت
كعبه سياه پوش و خدا هم عزا گرفت
(اين شعر را بطور كامل مي توانيد در صفحات 26 و 27 مطالعه نماييد)
در بخش شعر ديني كه يك بيت آن را در بالا آودرم تلفيقي از زندگي و دين و بهره مندي از سنت ها و نمادها از اثر نيرومندي خارق العاده اي بر جاي گذاشت .
در بعضي از كشورها در مراسم عزا نه تنها سياه نمي پوشنند بلكه به رنگ هاي ديگر آذين مي بندند و به گمان آنان خدايان شادمان مي شوند !!
اما در سنت رايج ايران سياه پوشي به معناي عزا و غم بارگي ايست غمي سنگين كه در اين شعر حتي بلاتشبيه كعبه را در عزاي حسين (ع) سياه پوش نمودند خب اين طبيعي است شاعر توانست اين تلفيق و پيوند را ايجاد كند چرا كه پيش از واقعه عاشورا نيز چنين بوده است .
البته اين شاعر شعر بسيار ماندني ديگري در حوزه شعر عاشورايي دارد كه خواندني است :
بر فراز خيزران سر ديدني است
هر چه در اوج است بهتر ديدني است
(اين شعر را بطور كامل مي توانيد در صفحات 32 و 33 مطالعه نماييد)
مرتضوي در بيان مضامين توجه به شاعرانگي را ارجح بر شكل و شمايل كار مي داند و به همين دليل در عاشقانه اي كه سروده است با معشوق چنين راز و نياز مي كند :
با رخُت خورشيد كم آورده است
ماه بي ترديد كم آورده است
نام مجنون نيست لايق هركه را
با جنونت بيد كم آورده است
(اين شعر را بطور كامل مي توانيد در صفحات 30 و 31 مطالعه نماييد)
جالب است كه به گمان من شاعر با خود حرف مي زند يعني دغدغه هاي خود را با معشوق به گونه اي بيان مي كند كه سرگذشت خود اوست و اين بخش زيباي كار محسوب شده و تكنيك زيباي شاعرانه اي را به نمايش مي گذارد .
در حوزه مسائل اجتماعي نيز اين شاعر نياز به يك ناجي كه همان آقا امام زمان ( عج ) باشد را غير مستقيم مي خواند ا
اگر دقت كنيم در اين شعر كه با عريان كردن مشكلات جوامع و غيره نشان مي دهد كه فقط با ظهور حضرت بقيه الله مي تواند اين مسائل به عدل و داد مبدل گردد :
شهر در بند گناه است از اين بالاتر ؟
در آيينه سياه است از اين بالاتر ؟
.....
بر سر راه نشستيم مسافر ! برگرد
فرش گل بر سر راه است از اين بالاتر ؟
....
چرخ از ضجه ي مظلوم به اين نقطه رسيد
عادلي خواه نخواه است از اين بالاتر ؟
رباعيات اين شاعر گاه خيره كننده و گاه متوسط هستند اما روي هم رفته مهارت خاصي در سرابش زباعيات دارد از متن دو بيتي ها و رباعيات مي توانيد بخوانيد :
شب درو ص 130
بر شاخه ي چشم هاش چه چه دارم
با بيت لبش زبان بَه بَه دارم
امشب شب گندم و گناه است و درو
من چون پدرم عذر موجه دارم
همانگونه كه در بالا گفته شد عاطفه مندي و حس شاعرانه در اين مجموعه كم نيست اما اشعاري كه براي مادرش نوشت بسيار تاثير گذار تر هستند به عنوان نمونه دو مورد را ذيلا مي آورم
مادر ص 131
به كامم مادرم مثل عسل بود
مرا چون حافظ و حرفش غزل بود
هميشه كودكي بودم كنارش
سراپايش براي من بغل بود
***
به دشت گونه خود رود دارم
به روي لب دمادم دود دارم
به هر جا مي كنم من خود نمايي
كه بي مادر شدم كمبود دارم !
اگر چه در اين كتاب بعضي كلمات بدليل پيوستگي به راحتي خوانده نمي شوند كه بايد در ويرايش دقت بيشتري مي شد همچنين شعرهاي سپيد بيشتر نثرگونه هستند تا اینکه حضور با واقعيت شاعرانه داشته باشند . به نظرم شعرهای کلاسیک این شاعر قوی تر هستند و رویکردهای شعر سپید متاسفانه مدرن نیستند .
در مجموع مي توانم مجموعه " شب درو " را در حوزه خود يك كتاب موفق قلمداد كنم و براي دوست بسيار عزيز و شاعر محجوب و بي قرارم آرزوي موفقيت نمايم
ساري خرداد 90 / احسان مهديان
راه و يادت هميشه گرامي !

افهم يا شيخ افهم ...
( دكتر عليرضا قزوه )
تو پشیمان می شوی
و گریه خواهی کرد
روزی که دیر شده ست
به میر... افهم هم نخواهم گفت
که دیر شده ست برایش...
افهم! یا شیخ افهم...
نه مصریان به خانه باز نمی گردند
که خانه تمامی آنان میدان التحریر است
بمبی به نام فیس بوک گذاشتند
خنثی شد
بمبی به نام تویتر
ترکید
بمبی به نام تو و میر
بمبی به نام 25 بهمن
ترکیدید
در سطل آشغال!
حالا دنبال بمب های دیگرند
اما دوستان محمد عبده
و جمال عبدالناصر
و خالد اسلامبولی
نیاز به فیس بوک ندارند
و مصر
بدون اینترنت هم اموراتش را می گذراند
و بی نیاز به شیخ فضول و میر ذلول
همچنان که غزه و لبنان
با آن شعار مبارک پسندتان تا حال
ایستاد
و حال شان را گرفت
و مصر
هیچ نیازی به شیخ فتنه گر ندارد
خلاف رای شما
مصر به انقلاب ایران افتخار کرد
آقای سید ابراهام السلطنه
آقای اسرائیل زاده
آقای محملباف
صدای مرا دارید؟
و از شجاعت ایران تعریف کرد
حتی گفت امام خامنه ای
اما نگفت خرت به چند شیخ بیسوات
دیدی
خلاف رای شما
نصرالله تنها با یک سخنرانی
اشک سعد حریری را درآورد
و سارکوزی و شما را
سرجایش نشاند.
حالا در مصر
تنها باید لانه خرس و زنبور اشغال شود
وگرنه دستگاه های جاسوسی
کارشان را می کنند
باید مواظب سفیر انگلستان باشند
در تمام جهان
مواظب بی بی سی
وگرنه سی سال عقب می افتند
اگرچه مصر فهیم
مصر بزرگ
تمام این چیزها را می داند
"من تیغ رویارو زنم ..."
شما هیچ غلطی نمی توانید کرد
نه با هزار نفر
نه با صد هزار نفر
نه حتی با یک میلیون نفر
که ما شصت میلیون نفریم
و از لج تان ساندیس های ایرانی می خریم و می خوریم
اما به پپسی کولا رای نخواهیم داد
و هیچ نیازی به مک دونالد و کی اف سی نداریم
و هیچ نیازی به بی بی سی و صدای امریکا
شما شب را در استودیوی بی بی سی بخوابید
و صبحانه تان را در استودیوی صدای امریکا بخورید
شما برای خنده ما خوبید
گیرم که برلوسکنی فاحشه هایش را فرستاد
محملباف دوستان بازیگر امریکایی اش را
نوری زاده خواهران اسرائیلی اش را
گیرم که به نفع شیخ کروبی
خانوم هیلاری لشکر کشید
گیرم که با دروغ
طفلان معصوم را به خیابان کشیدید
باز هم شما کمترید
نه مولای ما به شما باج خواهد داد
نه ما
حسین(ع) با یک جبهه جنگید
علی(ع) با دو جبهه
مولای ما با چهار جبهه می جنگد
اما باکی نیست
من دیده ام پسران رهبر را
یک لاقبا و ساده
در میان همین مردم
و دیده ام بچه های فتنه گران را
سوار اسب و یله در انگلستان و دوبی
و دیده ام کدام شیخ
از شهرام خان پول گرفت
و دختر کدام شیخ
مربی اسکی و اسب داشت
و در محله لیان شانپو رای می خریدند
من تمام اینها را دیده ام
و فرش کهنه و ساده خانه آقا گواه است
و شام های ساده آقا را دیده بودم
در کرمان
من دیده ام کدام تان راست می گویید...
**
امشب ولنتاین نازنازی هاست
بادا بادا مبارک بادا
آن روز هم عاشورا بود
و والانتیان شیخ و تو بود
شیخ و گوگوش
میر و سروش
والانتین است
شیمون پرز و نوری زاده
خانوم هیلاری و فائزه
مریم قجر با آن یکی شیخ فتنه گر
والانتین است و همه دست بزنند
جنگ ساندیس و کوکاکولاست
لطفا دست بزنید
باشد شما با شمشیرها و سلاح های عجیب غریب هالیوود بیایید
ما با همین نی ساندیس می آییم
و با همین بچه های بسیجی
و با موتورهای دو ترک و سه ترک ساخت وطن
و با همین پیرزنان و پیرمردانی که هر سپیده شما را نفرین می کنند
افهم یا شیخ مهدی دیروز
افهم یا شیخ مینی جوبها و گوگوشها
یا شیخ گوگوش و داریوش
تو پشیمان می شوی
و گریه خواهی کرد
روزی که دیر شده ست
به میر افهم هم نخواهم گفت
که دیر شده ست برایش ...
" آبشار رحمت " مجموعه اشعار نماز منتشر شد !
اين كتاب تلفيقي از منظومه ها و اشعار بر گرفته از آيات و روايات و احاديث پيرامون نماز است كه با حمايت هاي ياوران نماز شهرستان بابل و توسط شاعر متعهد و ارزشمند جناب آقاي " مهدي مرتضوي درازكلا " با هنرمندي تمام سروده و منتشر شده است .
وجه بسيار ارزنده اين اثر ايجاد شور و نشاط در جامعه ي ادبي استان است كه ضمن پرداختن به دغدغه هاي حرفه اي حوزه ادبيات نبايد فراموش كنند جهاني كه در پرتو زيبايي شناختي معنوي و الهي در شعر ترسيم مي شود ماندگار و تاثير گذار تر از آن است كه غفلت كرده و خود را به امور دنيا و ... سرگرم نمايند .
به نظر مي رسد اين مجموعه يك اتفاق در مسيري است كه بايد استمرار يابد . اتفاق بسيار ميمون و ارزشمند كه نه اولين آن بود و نه آخرين آن خواهد بود .
عشق را هرجاست دعوت مي كنم
در نمازم با تو صحبت مي كنم
مي شوم موسي رها از مصر تن
طور دل را با تو خلوت مي كنم
سال هاي سال در حال ركوع
يا تو را در سجده خدمت مي كنم
هست در ركعت به سان آب خضر
تا شوم جاويد همت مي كنم
با جهل شب استقامت در نماز
بندگي را خوب عادت مي كنم

در اشعار اين مجموعه كه به اعتقاد من بخش هاي مهمي از شاعرانگي محض را حمل مي كند در مواردي نيز تنها به ارسال پيام و اجراي رسالت خود در مدار انديشه هاي ديني و معرفتي اكتفا نموده است .
اين تلفيق نتيجه ماه ها زحمات اين شاعر و مجموعه حاميان و كارشاسان عزيزي است كه از او حمايت كردند .
مهدي مرتضوي شاعري است ساده و بي آلايش و عميقا معتقد به ادبيات ديني و آشنا به صنايع شعر كلاسيك كه اگر غير از اين بود مجموعه موفق " آبشار رحمت " امروز بر تارك ادبيات مازندران نمي درخشيد .
جا دارد به دست اندر كاران " ياوران نماز " كه اين روزها در تدارك برگزاري جشنواره بزرگ نماز در بابل هستند خداقوت و به دوست شاعرم مهدي مرتضوي درازكلا تبريك دوباره عرض نمايم
احسان مهديان / بهمن 1389
طوفان به پا شده
ما را به جز برای تو گریان نميکنند
جز در هوای روضه پریشان نميکنند
بی توشه ميشوند کسانی که در بهار
فکری برای فصل زمستان نميکنند
این چه حرارتی است که دلهاي سوخته
در مجلس تو یاد گلستان نميکنند
در فتنة به پا شده، پیران مدعی
کاری که ميکنند جوانان، نميکنند
نسل جوانِ آینهها در هجوم آه
کاری به جز اقامة برهان نميکنند
با نهضت حسینی دوران مخالفند
آنانکه یاد پیر جماران نميکنند
عکس امام نه! دل مردم دوپاره شد
آیا حیا از این همه انسان نميکنند؟
یاد شهید یاد ولایت میآورد
بیهوده نیست یاد شهیدان نميکنند
آنان که مؤمنند به میدان امتحان
هر چه کنند، پشت به ایمان نميکنند
اسلام زنده است! ببینید دشمنان
دیگر هوای حمله به لبنان نميکنند
...
این گردبادهای به غیرت درآمده
تسلیم رهبرند که طوفان نميکنند
آقا ببین! برای دفاع از حریمتان
مردم دریغ، از دل و از جان نميکنند
نيماگري هاي نسل جديد " احسان مهديان "
شعر را از هر نقطه كه آغاز كنيم لاجرم به نيما خواهيم رسيد يعني نيما ضرورت و تداوم جرياني ادبي و فرهنگي است كه شعر ما آن را پذيرفت و در يك پروسه قابل تحليل سبك ها و گونه هاي مختلفي را زايش كرد كه نه تنها بر تفكر شاعران نو پرداز و خلاق امروز موثر افتاد بلكه آثار شاعران نوقدمايي را نيز دستخوش تحولي مشهود در زبان و فرم و زيبايي شناختي نموده است .
اگرچه عبور از نيما غير ممكن نيست اگر چه گذشتن از وضعيت نيما اقدام غير قابل باوري نيست اما همه آنچه در تحولات بعد از نيما رخ مي دهد در بستر نظريه هاي نو انديشانه و تحول خواهانه نيمايي است و نسل جديد علي رغم اينكه احتمالا مدعي عبور از نيما باشد باز هم نيمايي گري هايي به سبك و سياق خود را دارد . تاكيد مي كنم نيمايي گري هايي با سبك و سياق خود !

بي گمان نيمايي گري تابع شرايط زباني و مناسبات زماني و مكاني است . بطور كلي نيما در شرايطي كه سويه هاي صنعتي شدن در منطقه تيز تر شده و تمدن تنها از زاويه كارخانجات و صنعت و سرمايه قابل سنجه بود ريخت شناسي تازه اي از شعر را ؛ از دل كوهستان هاي يوش طرح نمود و شعر را در وضعيتي جديد و جهشي به ديد همگان قرار داد و همين است كه خود او گفت : غربال به دستان از پشت سر مي آيند .
اشعاري كه بعد از نيما ( مقصود بعد از طرح نظريات نيما است ) در قالب سبك هاي نو منتشر شدند بي گمان تحت تاثير نو آوري هاي خلاقانه و جسارت هاي اين فرزند كوهستان هاي مازندران قرار داشته و حتي امروز نيز از آن گريزي نيست . به جرات مي گويم اعلاميه "من ديگر شاعر نيمايي نيستم" خود تحت تاثير آموزه هاي نيما يوشيج است ! و همچنين راه كارهاي موسوم به " پسا نيمايي " نيز در بستر انتظار نيما از نسل هاي بعد از خود قابل تعريف است و دقيقا به همين مناسبت ما اجازه نداريم نيما را تقليل داده و در حد و اندازه هاي خود درآورده و از او ياد كنيم و يا او را در زمان هاي گذشته جا بگذاريم !
بديهي است ادبيات معاصر اين اجازه را به مدعيان نداد كه از نيما يوشيج شاعري تخليه شده و كوچك در حد و اندازه هاي محدود به زبان و گويش و زمان و مكان معرفي نمايند كه حتي در طي اين چند دهه قدرت قد كشيدن نداشت !!
در حاليكه نيما شاعري با پتانسيل هاي بين المللي است اگر چه نوستالژي خاصي به سرزمين مادري داشته و تلاش كرده است تا اصطلاحات و واژگان تبري را به منظور كشف ظرفيت هاي تازه به شعر فارسي ملحق نمايد و يا اينكه نوعي اوزان جديد را به شعر ما الحاق نمود كه به وزن نيمايي شهرت يافته است و در واقع راه را به همه قوميت هاي منطقه اي و همه باورهاي خرد و كلان نشان داد تا اهميت نگاه بومي و زيست بوم ها را امروز از زبان انديشمندان معاصر نيز بشنويم و از قلم آنها نيز بخوانيم . اما نيما در هيچكدام از اين اتفاقات خلاصه و محدود نمي شود
در شعر و انديشه نيمايي جزء نگري بر هر نگاه كلان بي زمان و مكان برتري يافت تا بر ظرفيت معناي واژگان بيافزايد و مهم تر اينكه سرعت تغييرات در فرايند شعرهاي بعد از نيما به اندازه ايست كه امروزه گونه هاي شعري موجود را بنا به فرصت هاي تكنيكي و ظرفيت هاي پيشنهاد شده نام گذاري كرده اند . در حاليكه دوران پيشا نيمايي بيش از يك قرن بين هر اتفاق و رويداد ادبي فاصله بود
دنياي مجازي و شعر در بستر اينترنت نيز از اين قاعده مستثنا نيست و اين فرايند را شامل مي شود كه نيمايي گري هايي به سبك و سياق مجازي در آن ديده مي شود حتي " ريز موضوعات " در " شعر ارتعاش " يا فرايند ارتباط در " شعر ديجيتال " و ... را در بستر نيمايي گري هاي نسل جديد مي توان قابل تعريف دانست !
تحول در طول و عرض شعر از مقطع نيمايي تا به امروز با نيمايي گري هايي آميخته است كه بي گمان خوانش نسل جديد ما از نيما و شعر نيمايي است اگر چه ممكن است نقدهايي نيز بر آن وارد باشد .
ساري – دي ماه 1389
السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...
...
يك آسمان و يك سينه پرواز
كبوترها ديگر به شماره نمي آيند
خورشيد به جشمان بسته در خون
زل مي زد
به جاي اشك
خون خشكه ها
تيكه
تيكه
مي
ريزند
قيل و قال كلاغان يعني خبري در راه است
اينترنت با سرعت زياد
ماهواره در تمام كانال ها
تلويزيون هاي محلي
راديو هاي مختلف
مثل رگ كربلا خوني
خبر خوني است
خبر رنگي است
خبر داغ است
خبر مي سوزاند
آآآآآآآآآآآآآي مردم مي سوزم

عاشقانه ای ساده پیش کش به آقام عباس (ع) كه
بعد از ساعت ها جنگ با شمشیر ( تن به تن) به آب رسید
اما نتوانست قانع شود که حسین تشنه باشد و او آب بنوشد
در حقيقت اين ره ره عشق است!!

از خاطرات خون
درخاطر مجنون
من ماندم و این راه
با چاله ها و چاه
دل دادمت ای یار
در دامتم انگار
دل جای دستانت
دستم به قربانت
عباس لیلایی
مجنون مولایی
قد همه عالم
من دوستت دارم
استقبال به شيوه هاي هنري در سفر فرهنگي دكتر احمدي نژاد !

این مجموعه نوجوان دهه هشتاد را دست کم گرفته است
( نگاهي به مجموعه شعر ‹ مثل خواب یک چشمه › !) كيومرت باغستاني
حرف پيش ! اين مجموعه شعر براي نوجوانان و با موضوع دفاع مقدس منتشر شد!
احسان مهديان – شهريور 89
نام « دفاع مقدس» دقیقا نگاه متفاوت ادبیات جنگ در ایران عزیز را ، با اشاره به مقطعی از تاریخ ، تعیین و علامت گذاری می نماید که نسبت به دوره های ماقبل و مابعد خود و حتی جریانات حاضر در مناطق جغرافیایی دیگر متمایز کرده است ! تلاش براي ليبراليزه كردن عنوان دفاع مقدس و زدودن ارزش هاي معنوي و ايدئولوژيك از اين گونه شعري كه داراي ظرفيت جهاني شدن است يكي از آرزوهاي بعضي از مخالفان و حتي به ظاهر دوستاني است كه از درك ارزش هاي آن عاجزند

امروزه پاسداری از سنتها رنگ تازه ای به خود گرفته و دیگر دگرگونی به سمت یکسان سازی با پدیده های غربی تنها عامل پیشرفت محسوب نمیشود، درنتیجه تجدید حیات سنت در مناطقی مانند ایران که از ریشه های تمدن و الگوهای معنوی برخوردارند اهمیت بیشتری یافته است لذا صِرفِ گزاره ی « مقدس » نمی توان عامل بازدارنده و حتی صرفا در مواردي پیش برنده تلقی شود بلکه می تواند راه برون رفت از ایستائی و سرعت بخشیدن به عامل تغییر و مانع از غلطیدن به دامن غرب زدگی محض « نوعی وادادگی » باشد . ادبیات دفاع مقدس « گفتمانی » در پرتو اتفاقات درون متن و ارجاعات بیرونی ست که درمواقعی ممکن است اشتراکاتی با دیگر نحله های هم تراز داشته باشد اما «مختص خودش» است و نیاز به حذف گزاره ی « دفاع مقدس » ندارد بلکه تاکید بر اصطلاح « دفاع مقدس » تاکید بر گفتمانی است که سازو کارها و مناسبات درونی خود را در حوزه عقيدتي و ايدئولوژي اش ایجاد می کند
با تاكيد بر اينكه منابع ارزشي اسلام ناب محمدي (ص) نيز يكي از پشتوانه هاي مهم عقيدتي درآن است .
لذا ادبيا ت جنگ در حوزه 8 سال دفاع مقدس بطور طبيعي تفاوت هاي اشكاري با انواع ديگر ادبيات جنگ از نظر محتوايي دارد البته مي تواند در حوزه جغرافياي سرزميني اين حرف چندان جايگاه معتبري نداشته باشد چرا كه ايدئولوژي مرز ندارد و در هر كجاي جهان مي توان مشابهت هايي ( در اندازه نزديكي بسيارزياد) في ما بين جمعيت هايي در نقاط ديگر زمين با آنچه ما ادبيات دفاع مقدس مي خوانيم يافت و اين امر نيز نه تنها جاي بهت ندارد بلكه پذيرفتني و معتبر است .
در كشورعزيزمان ايران نيز شاعران تلاش چشمگيري در ارائه اين ارزش ها دارند و در اين ميان وقايع جنگ و آنچه در فرايند 8 ساله گذشت نيز مرور مي شود كه در مازندران دوست شاعرم جناب آقاي باغستاني يكي از اين هنرمندان فعال عرصه دفاع مقدس است و از جمله مجموعه هاي به چاپ رسيده اش ‹ مثل خواب یک چشمه › است كه گفته مي شود در حوزه ادبيات و شعر نوجوان دسته بندي شده است
نقد اين مجموعه نه نافي خدمات و ارزش هاي اين شاعر ارجمند و اشعار مندج در اين دفتر بوده و نه كاملا درست و بدون اشتباه بلكه فقط يك نگاه از يك خواننده كه دست بر قضا دستي هم بر قلم دارد محسوب مي شود .
از مقدمه ناشر تا ... !
نگاهی به مقدمه ناشر که شناسه انگیزه ها و چرایی نشر این مجموعه می باشد برایندی را در مقابل خواهیم داشت که کمتر به ادبیات جنگ و مناسبات شعري دفاع مقدس ( با تعريف واقعي آن ) نزدیک است و ظاهرا اين مقدمه بران است تا مثلا درآرماني ترين وضعيت خود بتواند وقايع زمان جنگ را بازتاب دهد و با زباني ديگر يك تعريف تقليل يافته و حاشيه اي از ادبيات دفاع مقدس است كه علت جنگ طولاني 8 ساله را تنها به دليل توهين به مقدسات مي شمارد در حاليكه در يك پروسه جدي از همان اوايل انقلاب اسلامي ؛ استكبار در تدارك سرنگوني نظام برامد و اقدامات ان از جاسوسي و تشكيل شبه نظاميان كمونيست و منافق تا نفوذ در شخصيت هاي مسئول و ايجاد درگيري هاي مسلحانه در سرحدات كشور و ... حمله هوايي و نهايتا تحميل جنگ از طريق شرور ترين حاكمان منطقه .... بود .
ضمنا ادبيات جنگ و شعر سالهاي مقاومت يكي از گنجينه هاي ارزشمند ملت هاي جهان است كه ما هم در اينجا مستثنا نيستيم و بايد اين گنجينه ارزشي و آرماني را در قالب داستان – خاطره – فيلم – نقاشي و همه هنرهاي موجود و قابل دفاع از جمله شعر دفاع مقدس ارائه و انعكاس مي داديم
محدود كردن مقدمه ناشر به تنها تعهد شعر به بيان اتفاقات و وقاع زمان جنگ نوعي تقليل دادن اين گنجينه و در واقع بدون كارامد نمودن آن براي نسل هاي بعديست كه شرح و دلايل نقد آن در بخش هاي بعد مي آيد !
ادبيات در دو بخش !
بخش نخست هم زماني ادبيات در كوران دفاع مقدس
بديهي است ادبيات و شعر جنگ در دو مقطع تقسيم مي شود كه مقطع نخست ادبيات و شعر جنگ در كوران مبارزات و درگيري هاي نظامي در مرزهاست كه بيش از هميشه رنگ حماسي و ريتم حسي آن رامي توان لمس كرد چرا كه زمانه – زمانه اي نيست كه تسلط و گرايش هاي فيزيكي جنگ اجازه دهد به تكنيك ها و رويكردهاي متفاوت انديشيد بلكه شاعران و نويسندگان بيش از آنكه خود را مكلف به نوشتن بدانند موظف به دفاع همه جانبه براي حفظ كيان كشور و مكتب مي دانستند و اگرمعدود آثاري چون شعرجاودانه استاد بيگي حبيب آبادي مشهور به : ياران چه غريبانه ... در همان مقطع سروده و تاكنون ماندگار شد نيز ريشه در اتفاقات هم زمان جنگ با ادبيات آن دارد
بخش دوم ادبيات پس از 8 سال دفاع مقدس
وقتي احساسات و التهاب فيزيكي زمان جنگ فروكش كرد بهتر و منطقي تر به ابعاد دفاع مقدس در قالب متون ادبي و شعرپرداخته شد و اين امر بطور واضحي به گسترش مباني فكري مدافعان و جهاني كردن آن كمك مي كند .
در شعر پس از جنگ رويكردها كيفي تر دور از رفتار غليظ احساسي و بيشترپرداختن به فنون و تكنيك ها و ارائه زيبايي شناختي هاي جديد و تاثير آن بر نسل ها در گفتمان بين نسلي اتفاق مي افتد. جايي كه به چرا هاي دگرگون از نظر زمان و مكان و تبيين تفاوت هاي يك مبارزه ايدئولوژيك و دفاع مشروع در برابر عمل متجاوزانه استكبار و صدام جاني ؛ پاسخ درخور و البته زيبايي شناسانه بدهد
توضيح تكميلي :
موكدا مي گويم ؛ مقدمه اين اثر براي شناساندن رويكرد كيفي شعر دفاع مقدس كاملا سطحي و ساده انگارانه نوشته شد و بهتراست در چاپ هاي بعدي از اين متن ويراست مجددي به عمل آيد . مثلا در آغاز بدون هيچ مقدمه اي با ‹ بعضي ها ... › شروع نمود و در جايي براي شخص سوم مفرد ‹ فعل جمع › يا در جايي ‹ ايشان › بكار برده شده و مواردي از اين دست كه تاكيد به يك ويرايش تكميلي دارم! تا از يك متن معمولي به نوشته اي ادبي كه گوياي محتواي ارزشي آن همراه با فرم مشخص نوشتاري تخصصي تنظيم و ارائه گردد چرا كه انتظار ما از چنين مجموعه هايي رفتاري حرفه ايست نه باري به هرجهت نويسي !
شاخص نوجوان چیست ؟
زبان – تجربه / نگره زیبایی شناختی و... از مهم ترين اجزا ء يك تقسيم بندي است حالا اين تقسيم بندي ها چه در حوزه سن و سال و چه در حوزه كيفي و ظاهري آن باشد متاسفانه در يكي ديگر از بند هاي اين مقدمه مي خوانيم:
( نوجوان روحيه لطيف و حساس و بكر دارد كه تنها مي توان با واژه ها روان و لطيف و انديشه اي رنگي و قشنگ در اين روحيه تاثير داشت تلاش شاعر اين مجموعه بر همين مسير است )
واقعا بنده در اندازه هاي خود اين بند را نمي توانم درك كنم و منظور نويسنده را از انديشه هاي رنگي كه طبيعتا در قابل انديشه هاي سياه و سفيد بايد متمايز شود نمي يابم آيا بهتر نيست در چنين نوشتاري با جزء نگري بيشتر و با همان حساسيتي كه در ارتباط با شعر نوجوان با آن مواجه هستيم قلم بزنيم ؟
چرا كه در مواقعي چنين اصطلاحاتي را در هيچ نظريه و يا مكتب ادبي تشريح نكردند و بايد انديشه هاي رنگي قشنگ شناسانده شود و مخاطب با مشاهده مصاديق خاص ؛ به عينه آنرا لمس كند و توقع بنده اين است كه وضعيت ادبيات نوجوان با چنين رويكردي بيش از پيش پيچيده خواهد شد در ضمن با ملاحظه اشعار موجود صرف نظر از داوري و قضاوت در باره آنها هيچ نشانه اي كه مخاطب را به چنين انديشگي ( انديشه هاي رنگي ) نزديك كند مشاهده نمي شود و يا لااقل بنده آنرا نديدم .
* ضمنا محدوديت زمان و حجم نوشتار ( محدود در 2 صفحه ) اجازه نوشتن بيش از اين را نداد ولي به فضل خداي متعال در زمان قرائت متن توضيحاتي نيز خواهم داد كه بتواند نمونه هاي شعري موجود در اين اثر را نيز شامل شود
مثلا اگر بگوییم چه موسیقی و وزنی دارد به باغستانی ظلم کردیم چون اين شاعر دوراني را طي مي كند كه بايد به تكنيك هاي آن بيشتر توجه شود و نو آوري هاي آنرا كشف و در منظر ديد قرار داد و البته بايد اذعان داشت كه این مجموعه نوجوان دهه هشتاد را دست کم گرفته است گرايش مجموعه شعرهاي دفتر ‹ مثل خواب يك چشمه › به سمت محصولات حسي است كه تلاش دارد به يك رمانس تبديل شود تا بدينوسيله در دسته آثار نويسندگان خواننده ساز برسد اما متاسفانه اندوه باري و ماتم سرايي و ... نوعي خستگي مفرط را بر مجموعه اي با اين حجم كم مسلط مي كند و به عنوان نمونه مي توان به شعر هاي ص 11 – 16 و ... اشاره داشت و يا بعضا اشعاري كه در لايه هاي خود رمانس نسبتا موفقي دارند اما نمي توان آنرا به شعر ادبيات دفاع مقدس نسبت داد اگرچه اشارات كلي به فراق در آن موج مي زند بدون اشاره اي متصل به گفتمان دفاع مقدس و انقلاب اسلامي است مانند شعر هاي ص 19 – و ص 23 ص 24 البته اين مجموعه شعرهاي موفقي در ژانر ادبيات دفاع مقدس دارد مثل: ص 26 و ص 31 دارد كه حتي بار ايدئولوژيك آنرا نيز مي توان باور نمود .
اما شعر( اي هميشه ديدني ) ص 18 با يك تعبير نا به جا (اي پرنده شهيد ... هركجا كه مي روم مثل سايه با مني !!!) دچار اشنباه فاحشي شده است چرا كه تاثير معنا شناسانه جديدي دركلمه ‹ سايه › نداشته است و همان سايه هميشگي كه مبدل به نوعي ‹ شبح تاريك › است شناسايي مي شود و اين نسبت يه شهيد نابجا و نامطلوب است و در شعر نامه صفحه 17 با ضعف تاليف روبرو هستيم كه اميد است در ويراست بعدي مرتفع گردد بنده براي شاعر پر كار اين مجموعه روزگاري پر از شعر و موفقيت آرزو مندم -
التماس دعا / احسان مهديان ساري – شهريور 89
« ... »
چشمان تو در ساحل اروند اسیرند
یعنی که به درگاه دماوند امیرند
من عاشقم ای چشم به اروند رسیده
تو خط شکنی یا که لبان تو سفیرند
دشمن به تکاپوی دل ماست در این شعر !
پیداست که این قافیه ها زخم پذیرند
سردار در این معرکه یک زاهد پیر است
می خواست کزین خال سیه قند بگیرند
اصلا بنشینند در _ میکده ی عشق
از پای تفحص رگ پیوند بگیرند
لیلا پس از این نام درختی است تناور
این اسم به معنای الف بای حریرند
همپای شهیدان سرافراز هویزه
با مادر مجنون که به نیزار بمیرند
سعادتی که در شب قدر نصیب یک جانباز شد
احمد غلامی جانباز جنگ تحمیلی در شب شهادت مولای متقیان امام علی (ع) به خیل شهدا پیوست.
به گزارش خبرگزاری مهر، جانباز شیمیایی احمد غلامی پس از تحمل 25 سال سرفه های خشک و کم بینایی و سوزش سینه شب 21 ماه مبارک رمضان همزمان با لیالی قدر به کاروان شهدا پیوست.
احمد غلامی یکی از قربانیان سلاحهای شیمیایی رژیم بعث عراق علیه ایران در جنگ تحمیلی بود که به دلیل تاثیرات مخرب گاز خردل در بدن دچار عوارضی اعم از تخریب ریه، کم بینایی و بیماریهای پوستی شده بود.
پیکر این شهید چنگ تحمیلی امروز چهارشنبه تشییع و در بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
هم اکنون بیش از هفت هزار جانباز شیمیایی در شهر تهران زندگی می کنند که از این تعداد 6 هزار جانباز شیمیایی فاقد پرونده جانبازی هستند. آلودگی هوا یکی از مهمترین مشکلات جانبازان شیمیایی ساکن تهران است

.

لطفا هر گونه نظر و سوال و اثر را در پست پایین کامنت بگذارید/متشکریم

چهارمین جشنواره شعر مقاومت و حماسه
اشک انار4
( یادبود امیر سرلشگر خلبان شهید احمد کشوری )
محورها : ( حوزه های فراخوان )
1 – دفاع مقدس:
8 سال دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت بویژه اشعاری که افق ها و مرزهای تازه را در نگاه به این حقیقت ترسیم کند
2 – فرهنگ عاشورایی:
بهره گیری شعر دفاع مقدس از مفاهیم و مضامین عاشورایی در کربلای 8 سال دفاع مقدس ایران ، ولایت مداری ، زن و حجاب اسلامی در دفاع مقدس)
3 – مقاومت ملل :
مردم مظلوم فلسطین اشغالی و جنوب لبنان و مقاوت و پایداری جهانی ستمدیدگان و مستضعفین جهان با نگاه استکبار ستیزی
* شاعران مازندرانی و یا ساکن استان مازندران در صورتی که به هر دلیلی نتوانستند به دبیرخانه ارسال کنند می توانند آثارشان را دروبلاگ بچه های جنگ hojum2.blogfa.com کامنت گذاشته و ما به نیابت از طرف آنان آثار دریافتی را به دبیر خانه تقدیم خواهیم کرد ( در تعداد آثار ارسالی هیچ محدودیتی وجود ندارد)
(خاطره نویسی دفاع مقدس در فراخوان بالا ذکر شده است )
* لطفا مشخصات کامل شاعر مندرج در شناسنامه را بطور دقیق ذکر و میزان تحصیلات و نشانی محل سکونت را به همراه تلفن همراه و منزل قید فرمایید
مهلت ارسال آثار : 31 / 6 / 1389
زمان برگزاری مراسم اختتامیه : 23 / 8 / 1389
دوستانی که نتوانستند اشعار را در این وبلاگ کامنت بگذارند لطف کرده ومستقیم برای دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند
دبیرخانه جشنواره : ساری – بلوار پاسداران – روبری بیمارستان بوعلی - اداره کل حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس – مدیریت ادبیات و انتشارات
